آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
334
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
مىكند . اين بند را وقتى كه به مقام ابدال مىرسند ، از استاد خود به نشانه رسيدن به مرحلهء خرد و دانائى دريافت مىكنند . ابدال در بازارها و ساير اماكن ، اينجا و آنجا ديده مىشوند كه ايستادهاند و مردم را به خود مىخوانند و درباره معجزات پاكمردان خود براى آنان سخن مىرانند ، در اين وعظ و خطابهها به تركها ، ابو بكر ، عمر و عثمان توهين و فحاشى مىكنند ، با پرداختن داستانهاى مستهجن آنان را تحقير مىكنند و بر جميع تركان لعنت مىفرستند . در دل جوانان كه اكثرا شنوندگان آن را تشكيل مىدهند ، نهال كينه و دشمنى عليه تركها را مىكارند و بدينوسيله دربارهء عقايد و آداب خود تبليغ مىكنند ، به همين جهت در مرز مشترك ! ايران و تركيه نمىتوانند ظاهر شوند . اكثر اينان مردمى ابله ، حرمزاده ، حيوانباز و دغلكار هستند و جز اينكه كوشش در توسعه عقايد خود دارند ، براى كشور خويش خدمات و كار زيادى انجام نمىدهند ، هيچكس آنان را با ميل در منازل خود پذيرا نيست و به همين جهت در مساجد ، مكان كوچكى را براى آنها ساختهاند كه بتوانند در آنجا به سر برند . زمانى كه يك ايرانى درمىگذرد ، جنازه وى را بيش از سه ساعت ( مگر اينكه شب باشد ) بر زمين نمىگذارند ، بلكه فورا به خاكش مىسپارند . جنازه قبل از تدفين بايد كاملا پاك شسته شود ، اين كار چنانچه متوفى از بزرگان و سرشناسان باشد در منزل و يا محل مخصوصى كه براى شستشوى مردگان ساختهاند ( مردهشورخانه « 1 » ) انجام مىشود . مرده را كه هنوز بدنش گرم است و لباس به تن دارد ، درون تابوت ، نوحه - خوانان حمل مىكنند ، لباسش را از تن بيرون مىآورند و جنازه را در يكى از دو حوض درون مردهشورخانه مىاندازند . مردهشور جنازه را مىشويد و بر سر مردگان ثروتمند و مهم آب كافور مىريزند ، به طورى كه از روى تمام بدن وى جارى شود ، بعد از آن در تمام سوراخهاى بدن مرده ، چه زن و چه مرد پنبه مىتپانند ، لباس سفيدى بر تن مرده مىكنند و او در پارچه كتانى مىپيچند ، دوباره در تابوتش قرار مىدهند و به سوى گورستان مىبرند . قبرها گود است درون بعضى از گورها به صورت دخمه
--> ( 1 ) - Mordeschurchane